السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
94
تفسير الميزان ( فارسي )
كه نه داعى دنيوى در آن باشد و نه اخروى ، اثرى در باطن ندارد و در ظاهر حرام است ، « 1 » اين بود گفتار آلوسى كه البته قبل از او ديگران هم اين تقسيم را كردهاند . ولى خواننده عزيز توجه دارد كه آيه شريفه در مقام بيان حكم قبول شدن و نشدن اعمال و اينكه از چه عاملى قبول و از چه عاملى مردود است نمىباشد ، بلكه آيه شريفه در باره هدف و غايت انسان و تعيين غايت او به حسب نشانه زندگيش نظر دارد كه يا متعلق به زندگى دنيايى است ، و از آنچه مىكند جز مزاياى زندگى مادى دنيا منظورى ندارد و به كلى از آخرت اعراض دارد ، و يا آنكه غايت و هدفش زندگى آخرت است ، كه لازمه اش آنست كه براى خود يك زندگى جاودانه و هميشگى سراغ داشته باشد كه اين زندگى دائم يك طرفش مقدمه طرف ديگر است ، ابتداى آن ، كه زندگى دنيا است مقدمه زندگى آخرت است و مقصود از زندگى دنيا همان سعادت اخروى است . و با اين حال معلوم است كه آيه شريفه از آن اقسامى كه وى تصور كرده جز دو قسمش را نتيجه نمىدهد ، البته اين هست كه هر يك از اين دو قسم ، براى خود چند قسم دارد ، چون كسى كه آخرت را مىخواهد يك وقت براى آن عمل هم مىكند و يك وقت نمىكند مانند گنهكاران و اهل بدعت ، تازه اين دو طايفه يك وقت ايمان هم دارند و يك وقت ندارند و ليكن آيات قرآنى متعرض احكام يك يك آن اقسام نيست ، چون مقصود بيان آن احكام نبوده بلكه مقصود تشخيص ملاك سعادت از ملاك شقاوت بوده است . * ( « انْظُرْ كَيْفَ فَضَّلْنا بَعْضَهُمْ عَلى بَعْضٍ وَلَلآخِرَةُ أَكْبَرُ دَرَجاتٍ وَأَكْبَرُ تَفْضِيلًا » ) * . اين جمله اشاره است به تفاوت درجات كه از سعى و كوشش انسان ناشى مىشود . تا كسى توهم نكند كه سعى بسيار و سعى اندك هر دو يكى است ، و در آخرت فرقى با هم ندارند ، آرى اگر خداوند فرقى ميان عمل كم و عمل بسيار و عمل خوب و خوبتر نگذارد در حقيقت آن ما زاد را كه بيشتر و خوبتر است ، شكرگزارى نكرده و مورد قبول درگاهش ننموده است . بنا بر اين ، معناى « بعضهم » ، « بعض الناس » خواهد بود ، و از قرينه * ( « وَلَلآخِرَةُ أَكْبَرُ » ) * مىفهميم كه تفضيل بعض الناس در دنيا مىباشد يعنى ما بعضى از مردم را در دنيا بر بعضى ديگر برترى داديم و برترى در دنيا به اين است كه مال و متاع و جاه و فرزند و نيرو و شهرت و رياست و آقايى و مقبوليت در بين مردم كه متاعهاى دنيايند در بعضى بيشتر از بعضى ديگر باشد .
--> ( 1 ) روح المعانى ، ج 15 ، ص 49 .